خلاقیت چیست؟ چگونه می توان از خلاقیت در کسب و کار بهره بیشتری برد؟

خلاقیت توانایی ایجاد ارتباط Mahdi Anet

خلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود، فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت تولید می شود. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:

  1. اول آن که خلاقیت می‌تواند خلق اشکال یا صور‌ های جدیدی از ایده‌ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده‌های گذشته، اساس خلاقیت‌های تازه است.
  2. دوم این که خلاقیت امری انحصاری و حاصل تلاش فردی است و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست، از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلا هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد. اگر چه آن چیز به صورت‌های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

در این مقاله از وبلاگ دکتر آنت به توضیح بیشتری درباره خلاقیت و از استفاده از آن در زندگی و کسب و کار خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

خلاقیت چیست؟

برای خلاقیت تعاریف زیادی وجود دارد. بسیاری از افراد فکر می‌کنند که خلق یک ‌چیز جدید یعنی خلاقیت، در صورتی ‌که این طور نیست و هر خلق کردنی از خلاقیت سر چشمه نمی‌گیرد. شاید بتوان خلاقیت را این‌ طور تصویر کرد که نوعی توانایی در تولید ایده‌‌های نو از طریق ترکیب، تغییر و دوباره به‌ کارگیری ایده‌ها و ارائه یک طرح جدید است.

گاهی این ترکیب یک خروجی بسیار جذاب و دوست‌ داشتنی ارائه می‌کند که همه از آن به‌ عنوان یک خلاقیت نام می‌برند و گاهی هم خروجی، یک ایده یا یک محصول غیر کاربردی است که نشانی از نبوغ و خلاقیت در آن نخواهید دید. بسیاری اوقات «اولین‌ها»،‌ نشانی از خلاقیت را در خود دارند، اولین دارو،‌ اولین وسیله نقلیه، اولین خودرو و بسیاری اولین‌‌ها که نشان می‌دهد صاحبان ایده و آن‌‌هایی که ایده را به واقعیت تبدیل کرده‌اند چقدر باهوش، توانا و خلق بوده‌اند.

اما همیشه خلاقیت و خلاق بودن برای اولین‌ها نیست، بلکه ارائه یک طرح جدید از یک محصول یا ایده تکراری هم می‌تواند به نوعی خلاقیت به حساب آید به شرطی که در در این راه با نگاهی جدید و از دریچه‌‌ای متفاوت به موضوع نگاه شده باشد.

فواید خلاق بودن چیست؟

1. خلاقیت حال انسان را خوب می‌کند.

انسان‌های خلاق به واسطه خلاقیتی که در وجود خود دارند، سرشار از سرخوشی هستند، چون هیچ مانعی را در برابر خود نمی ‌بینند و بر این باور هستند که این توانایی و قدرت را دارند که هر مانعی را از پیش روی خود بردارند. خلاق بودن این قدرت را دارد که شادی را در انسان افزایش دهد.

مطالعات نشان داده است خلاق بودن علاوه بر افزایش شادی می‌تواند جلوی زوال عقل را بگیرد و سلول‌های مغزی جدیدی بسازد و به سلامت مغزی شما کمک کند. کسانی که خلاق هستند، معمولا استرس و اضطراب کمتری را تجربه می‌کنند و به همین خاطر سیستم ایمنی قوی تری دارند. بنابراین اولین مزیت برخورداری از تفکر خلاق این است که حالتان را خوب می‌کند و شما را سالم و سرحال نگه می‌دارد.

2. تفکر خلاق باعث افزایش عزت نفس شما می‌شود.

یکی از مزایای بسیار مهمی که خلاقیت و داشتن تفکر خلاق برای انسان دارد این است که باعث افزایش عزت نفس انسان می‌شود. کسی که برای بشریت فایده دارد، ایده‌‌های خوب و راهگشا می‌دهد و دنبال خدمت به جامعه است، قطعا جامعه هم به او احترام می‌گذارد و وقتی تلاش‌های وی را می‌بیند از او تقدیر می‌کند. از این رو است که فرد مفید و سازنده، خودش را دوست داشتنی می‌داند و برای خودش ارزش و احترام قائل است و در یک کلام عزت نفس دارد.

مطالعات نشان می‌دهد که انجام کارهای هنری تاثیر قابل توجهی روی اعتماد به نفس و عزت نفس انسان دارد. بنابراین اگر می‌خواهید عزت نفس خود را بیشتر کنید، سعی کنید کارهای خلاقانه انجام دهید. اگر می‌خواهید کودکانی با عزت نفس بالا تربیت کنید و آن‌ها را برای موفقیت در زندگی پرورش دهید حتما آن‌ها را در کلاس‌هایی ثبت نام کنید که خلاقیت آن‌ها را رشد و پرورش دهد.

پیشنهاد می‌کنیم برای اطلاعات بیشتر درباره عزت نفس از مقاله اعتماد به نفس چیست؟ اهمیت اعتماد به نفس! در وبسایت دکتر مهدی انت بازدید نمایید.

3. خلاق بودن باعث رشد و توسعه ذهن می‌شود.

افرادی که خلاق هستند و خلاقیت در وجودشان منزل کرده باشد، معمولا ذهنی شادتر، آماده‌تر، بازتر و قدرتمندتر دارند. کسی که خلاق باشد از ذهن خود استفاده می‌کند و هر چه از این ذهن در مسیر درست استفاده شود، ذهن قوی‌تر می‌شود و سالم‌تر می‌ماند. از این رو است که خلاق بودن باعث رشد و توسعه ذهن می‌شود.

اگر توجه کرده باشید به افراد سالخورده می‌گویند که برای جلوگیری از زوال عقل، فراموشی و آلزایمر جدول حل کنند. حل جدول به این خاطر مفید و سازنده است که انسان را به تفکر وامی‌دارد و خلاقیت وی را شکوفا می‌کند. در صورتی که می‌خواهید ذهن خود را باز و رو به رشد نگه دارید حتما برای پرورش خلاقیت خودتان زمان صرف کنید.

4. خلاقیت باعث می‌شود زندگی اجتماعی بهتری داشته باشید.

خلاقیت باعث می‌شود که از نظر روانی، ذهنی، فکری و عزت نفس زندگی بهتری داشته باشیم. وقتی انسان عزت نفس بالایی داشته باشد، زندگی اجتماعی بهتری هم خواهد داشت و می‌تواند به راحتی در اجتماع حضور پیدا کند. بسیاری از کسانی که از حضور در اجتماع ترس و هراس دارند به این خاطر است که عزت نفس پایینی دارند و همین عزت نفس پایین، زندگی اجتماعی آن‌ها را ضعیف می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید زندگی اجتماعی خود را بهتر کنید و به عنوان یک فرد موفق و هدفمند در جامعه ظاهر شوید، باید تلاش کنید تفکر خلاق را در خودتان پرورش دهید.

خلاقیت نقل قول بزرگان مهدی آنت

خلاقیت آگاهانه است یا نا آگاهانه از منظر بزرگان

در سال ۱۹۲۶ گراهام والاس، یکی از بنیان‌گذاران روان ‌شناسی اجتماعی و از مؤسسان مدرسه‌ اقتصاد لندن، در کتاب «هنر تفکر» نظریه‌ خود را درباره‌ خلاقیت بیان کرد. او در این کتاب چهار مرحله‌ خلاقیت، یعنی «آماده‌سازی»، «رشد نامحسوس»، «کشف» و «بررسی و آزمایش» و ارتباط متقابل آن‌ها را این‌گونه توضیح داد:

با هجوم افکار روزانه، همان‌گونه که با مسائل مختلف روبه‌رو می‌شویم، این چهار مرحله هم دائما با هم تداخل می‌کنند.

اقتصاد دانی که یک کتاب آبی می‌خواند، فیزیولوژیستی که یک آزمایش را بررسی می‌کند یا تاجری که نامه‌ های روزانه ‌اش را بررسی می‌کند، ممکن است هم ‌زمان برای مشکلی که چند روز قبل با آن مواجه شده، در مرحله‌ی «رشد نامحسوس» باشد، در حال جمع‌ آوری اطلاعات و در مرحله «آماده‌سازی» برای مسئله‌ دیگری باشد و نتایج مسئله‌ سومی را «بررسی و آزمایش» کند.

حتی در بررسی همان مشکل نیز ذهن ممکن است به ‌طور ناخودآگاه در مرحله‌ «رشد نامحسوس» برای یکی از جنبه‌های آن باشد و در عین حال آگاهانه در حال آماده‌ سازی یا بررسی و آزمایش جنبه‌های دیگر آن باشد. باید به یاد داشت که مثلا وقتی یک شاعر دارد در خاطراتش جستجو می‌کند، افکارش مانند موسیقی‌ای است که در آن نمی‌توان مراحلی را که منجر به موفقیت می‌شوند، به ‌سادگی در قالب «مسئله و راه حل آن» توضیح داد.

اما حتی در این موارد هم چهار مرحله‌ گفته‌ شده وجود دارند و می‌توان آن‌ها را از هم تفکیک کرد. اما مالکم گلادول اعتقاد ندارد که روند خلاقیت چندان آگاهانه باشد:

خلاقیت معمولا با آمدنش ما را شگفت ‌زده می‌کند، بنابراین ما هیچ‌ وقت نمی‌توانیم روی آن حساب باز کنیم و جرات نمی‌کنیم به آن اعتقاد پیدا کنیم، مگر اینکه اتفاق بیفتد.

به عبارت دیگر، ما نمی‌توانیم به ‌طور آگاهانه درگیر کارهایی شویم که موفقیت در آن‌ها نیازمند خلاقیت است. بنابراین تنها راه این است که کارها را ساده، معمولی و بدون نیاز به خلاقیت ببینیم تا خلاقیت خودش دست به کار شود.

البته دیوید برن چندان با این تعریف رمانتیک موافق نیست که خلاقیت کاملا ناخودآگاه است و فقط به ساز خودش می‌رقصد. او در کتاب «موسیقی چطور عمل می‌کند؟» که یکی از بهترین‌ کتاب‌ها درباره‌ موسیقی در سال ۲۰۱۲ است، می‌گوید:

به نظر من در هر متنی که نوشته می‌شود، هر نقاشی ‌ای که کشیده می‌شود، هر مجسمه ‌ای که ساخته می‌شود، هر آهنگی که خوانده می‌شود و هر کاری که انجام می‌شود، شرایط نقش بسیار مهمی دارند.

البته شاید نتوان اسم این را نظریه یا دیدگاه گذاشت، ولی واقعا این باور با آنچه افکار عمومی به آن معتقدند تفاوت زیادی دارد. افکار عمومی معتقدند که خلاقیت ناشی از یک احساس درونی است، چنان ‌که به کمک چیز دیگری نیاز ندارد و تنها دنبال روزنه ‌ای است تا شنیده شود، خوانده شود یا دیده شود.

براساس روایت پذیرفته شده از خلاقیت، نگاهی غریب در چشمان شاعر می ‌افتد و او ناگهان به‌ شکلی دیوانه‌ وار و ترسناک شروع به گفتن شعری بی‌ نظیر می‌کند یا نیروهای غیبی باعث می‌شوند خواننده راک اند رول در لحظه آهنگی کامل و شگفت‌ انگیز بسازد که دقیقا ۳ دقیقه و ۱۲ ثانیه است، نه کمتر نه بیشتر! این تعریف برای خلاقیت بیش از حد رمانتیک است. به نظر من واقعیت ۱۸۰ درجه با آن تفاوت دارد. به نظر من ما به ‌طور ناخودآگاه و غریزی دست به کار می‌شویم تا بتوانیم کنش خود را در الگوهای از پیش موجود بگنجانیم.

اما شاید با همه‌ این تفاسیر باید به نصیحت چارلز ایمز گوش فرا دهیم که می‌گوید:

در سال ‌های اخیر دغدغه کار خلاقانه و یافتن روش‌های تقویت خلاقیت افزایش یافته است. این دغدغه به ‌خودی خود نشان می‌دهد که شاید در این مورد ما با یک مسئله‌ ویژه رو‌به‌رو باشیم و واقعا هم همین‌طور است.

آیا خلاقیت می‌تواند خطرناک باشد؟

روانشناسان و متخصصانی که در حوزه خلاقیت و موفقیت کار می‌کنند بر این باور هستند که خلاق بودن همیشه هم خوب نیست و مورد تشویق قرار نمی‌گیرد. گاهی افراد خلاق به خاطر همین نگاه و نگرش جدید و نویی که دارند از جوامع خود طرد می‌شوند. داستان گالیله این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد.

کسانی که می‌خواهند خلاق باشند و از راهکارها و روش‌های جدید برای حل مسائل خود استفاده کنند، باید از نوعی تفکر به نام «تفکر واگرا» بهره بگیرد. در واقع او باید راهی را برود که افراد دیگر جامعه در آن مسیر حرکت نکرده‌اند. حتی گاهی فرد خلاق مجبور است در مسیری مخالف مسیر کنونی جامعه حرکت کند و این حرکت در خلاف جهت جامعه می‌تواند مشکلاتی را برای او به وجود بیاورد.

خلاقیت عمل خلاقانه دکتر مهدی انت

مهارت‌ها و تفکرات انسان خلاق چیست؟

خصوصیاتی که انسان خلاق باید در خود پرورش دهد، عبارت اند از:

  1. روانی: ذهن انسان باید بتواند با توجه به یک موضوع، به خلق نظریه‌های دیگر بپردازد. این موضوع می‌تواند یک کلمه یا عنوان برای یک تصویر باشد، مثلا اگر از ما بخواهند که محل‌های مسکونی را نام ببریم، می‌توانیم تعداد زیادی از مکان‌ها را نام ببریم.
  2. انعطاف پذیری فکری: به این معنی که در پاسخ به یک پرسش، فقط به جواب خاص اکتفا نکرده و حالت‌های گوناگون را در نظر بگیریم. برای نمونه اگر از یک فرد غیر خلاق بپرسیم کفش چه کاربردی دارد؟ در جواب می‌گوید، برای پا کردن و راه رفتن است، اما فرد خلاق در جواب می‌گوید: برای هدیه دادن، دعوا کردن، پرتاب کردن به طرف گربه، کنار در گذاشتن.
  3. نوآوری فکری: به معنای گفتن پاسخ‌های غیر متعارف، غیر معمول و هوشمندانه به پرسشی خاص است، در حالی که این پاسخ‌ها به فکر کسی دیگر خطور نکرده باشد.
  4. بسط فکری: یعنی اشاره به مفهوم متنوع در پاسخ به یک پرسش و مطرح کردن جزئیات.
  5. هم خوانی اندیشه: بدین معنی که یک مفهوم، مفاهیم دیگر را برای انسان تداعی کند. این مفاهیم می توانند مشابه یا متضاد باشند. مثلا، با دیدن یک شی به یاد چیز دیگری افتاده یا چشیدن مزه‌ای، مزه ای دیگر را به یادمان آورده است.

برای اطلاعات بیشتر خود از مقاله خود شناسی چیست؟ چه کمکی در بهبود کسب و کار می کند؟ در وبسایت mahdi anet  بازدید نمایید.

این مهارت‌ها به تفکر واگرا مشهور هستند، یعنی تفکری که فرد را قادر می سازد از راه حل یک مسئله به راه حل های گوناگون دست یابد، در مقابل تفکر واگرا، نوعی دیگر از تفکر به نام تفکر همگرا وجود دارد، که در نوع اخیر، فرد به فکر یک یا دو راه حل است.

دکتر مهدی آنت خلاقیت را به عنوان یک عنصر اساسی برای سلامت عمومی ما  می‌داند. او معتقد است اگر تلاش کنیم رویکرد صحیحی برای ابراز خلاقیت خود پیدا کنیم، نه تنها زندگی شخصی ما را بهبود می‌بخشد بلکه در زندگی حرفه‌ای ما نیز به شدت موثر است و این اهمیت خلاقیت را نشان می‌دهد.

در آخر، خلاقیت چیزی بیشتر از ترسیم نقاشی یا نواختن موسیقی است. دفعه بعد که به یک نقاشی در موزه خیره شدید به این فکر نکنید که ای کاش من هم می‌توانستم چنین نقاشی‌ای بکشم بلکه بر آنچه برای خلق چنین شاهکاری صرف شده متمرکز شوید و از خودتان بپرسید که ” من چه چیزی را می‌توانم خلق کنم؟ “

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *