هوش هیجانی را بیشتر بشناسیم؟

هوش هیجانی اهمیت هوش هیجانی دکتر مهدی آنت

هوش هیجانی (Emotional Intelligence) را می‌توان یکی از رایج ‌ترین مد‌های مدیریتی دهه‌ های اخیر دانست. شاید کمتر اصطلاحی را بتوان در حوزه‌ مدیریت و روانشناسی یافت که به اندازه‌ هوش هیجانی، هم‌ زمان از یک سو مفاهیم ارزشمند و عمیق را در خود جای داده و از سوی دیگر، به صورت گسترده در قالب حرف ‌ها و توصیه ‌ها و ادعا های غیر علمی، رواج یافته و تکثیر شده باشد.

از منظر علمی، هوش عاطفی یعنی توانایی دریافت دقیق هیجانات خود و دیگران، درک این ‌که عواطف و هیجانات ما حامل چه پیامی درباره‌ رابطه‌ مان با دیگران هستند و مدیر عواطف و هیجانات خود و دیگران.

چنین تعریفی الزاما شامل صفاتی مانند خوش بینی، آغازگر بودن و اعتماد به نفس، که برخی تعریف ‌های رایج به آن ‌ها اشاره می ‌کنند، نمی‌ شود.

هوش هیجانی چیست؟ چه کاربردی در زندگی دارد؟

هوش هیجانی یاEQ  مخفف عبارت Emotional Quotient است. هوش هیجانی، توانایی فرد در ادراک و دریافت احساسات و هیجانات خودش و همین طور دیگران می ‌باشد. در واقع آنچه در هوش عاطفی یا هیجانی مورد توجه است، توانایی است که یک انسان در مقابله با چالش و بحران های زندگی دارد.

اگر هوش عاطفی در شما بالا باشد، شما فردی با انگیزه، امیدوار و توانمند در حل مسئله هستید. علی رغم این ها، می‎ توانید بر استرس های روزانه خود غلبه کنید، خواسته های آنی و فوری خود را برای رسیدن به یک هدف بزرگتر به تعویق بیاندازید، قدرت تاب آوری خوبی دارید، خویشتن داری و مسئولیت پذیری نیز از دیگر ویژگی هایی است که در طول زندگی و در مواجهه با مشکلات، موجب پیروزی تان خواهند شد. بله، این ها تنها بخشی از اهمیت و ضرورت هوش هیجانی در زندگی شما است.

هوش هیجانی توسط پیتر سالووی و جان مایر به عنوان توانایی وقوف بر احساسات خود و دیگران، تشخیص بین احساسات مختلف و اطلاق آن‌ ها و استفاده از اطلاعات هوش عاطفی برای کنترل تفکر و رفتار تعریف شده است.

هوش عاطفی، در واقع رمز موفقیت در زندگی است. علی رغم اینکه نظریه‌ های هوش هیجانی در سال 1990 مطرح شدند، از آن زمان تاکنون مطالب زیادی درباره این موضوع نوشته شده‌اند.

از نظر برخی افراد هوش هیجانی و ضریب احساسی، حتی از ضریب هوشی اهمیت بیشتری دارند. هوش عاطفی یا هوش هیجانی را می‌توان زیر مجموعه‌ ای از روانشناسی مثبت‌ گرا دانست که دانشمندان بسیاری از جمله پیتر سالووی  روون بار اون، دانیل گلمن و مارتین سلیگمن در توسعه آن نقش داشته‌ اند.

.بیشتر بخوانید:

تاثیر و کاربرد هوش عاطفی در زندگی و کسب و کار 

چرا هوش هیجانی مهم است ؟

هوش هیجانی در مقابل هوش ذهنی نیست و برخی افراد می توانند در هر دوی این هوش ها، نمره بالایی داشته باشند. با این حال، زندگی یک سازه اجتماعی است و اگر افراد نتوانند عملکرد خوبی در روابط خود داشته باشند بدون تردید هوش ذهنی به تنهایی در این زمینه کمکی نمی کند و این مسئله اهمیت هوش عاطفی را نشان می دهد.

همان طور که تئودور روزولت (Theodore Roosevelt  ) گفته است : ” مردم زمانی به دانایی شما اهمیت می دهند که بدانند به آن ها اهمیت می دهید “.

هوش هیجانی از بسیاری جهات جوهره انسان بودن است.

هوش عاطفی می تواند در ابعاد مختلف زندگی به ما کمک کند از جمله : مراقبت از سلامت جسمی و روحی، توانمند کردن ما در الهام بخشی و رهبری و همچنین مدیریت موثر روابط و حل تعارض ها.

از بسیاری جهات، در مورد اهمیت هوش هیجانی باید گفت که این مفهوم، عامل موفقیت است چه در زندگی شخصی و چه در فضای کاری.

عدم شناخت احساسات خود و دیگران در دنیای ارتباطات، به نوعی فاجعه خواهد بود و بدون آن از بخش اساسی تجربه روابط انسانی سالم بی ‌بهره خواهیم بود.

هوش هیجانی مهارتهای اجتماعی برای بدست آوردن خوشبختی دکتر مهدی انت

ویژگی‌ های هوش هیجانی چیست؟

در کتاب دنیل گلمن (Daniel Goleman) روانشناس آمریکایی با عنوان «هوش هیجانی چرا مهم‌ تر از هوش منطقی است» که در سال ۱۹۹۵ نوشته شده، وی تعریف هوش عاطفی را بر اساس این ۵ ویژگی بنا کرده است:

خودآگاهی:

افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، معمولا خودآگاه‌ ترند. آن ها احساسات خودشان را درک کرده و به همین خاطر، اجازه نمی ‌دهند که احساساتشان بر آن ها غلبه کنند.

اعتماد ‌به‌ نفس دارند زیرا به شهود خود اطمینان کرده و کنترل خودشان را از دست نمی‌ دهند. همچنین تمایل دارند که با خودشان رو راست باشند.

نقاط قوت و ضعف خودشان را می‌ شناسند و بر روی زمینه ‌هایی که باعث بهبود عملکردشان می‌ شود، کار می‌ کنند. بسیاری از افراد باور دارند که خودآگاهی مهم ترین بخش هوش عاطفی است.

خود‌تنظیمی:

این بخش، توانایی کنترل احساسات و اقدامات ناگهانی است. افرادی که خود ‌تنظیم هستند معمولا اجازه نمی‌دهند که عصبانیت و یا حسادت بر آن ها غلبه کند و تصمیم‌ های غیر دقیق و ناگهانی بگیرند. آن ها قبل از اقدام فکر می‌کنند. ویژگی‌ های افراد خود تنظیم، تفکر دقیق، راحت ‌بودن با تغییر، انسجام و توانایی نه گفتن است.

انگیزش:

افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عمدتا خود انگیزشی ‌اند. آن ها تمایل دارند تا برای رسیدن به موفقیت بلند مدت، نتایج کوتاه مدت را به تاخیر بیاندازند. معمولا بهره ‌ور، دوستدار تغییر و در انجام عمل اثر بخش هستند.

همدلی:

این احتمالا دومین عنصر مهم هوش عاطفی است. همدلی توانایی شناسایی و درک نیاز ها، خواسته ‌ها، نقطه ‌نظرات افراد پیرامون ما است. افرادی که از همدلی برخوردار هستند، در تشخیص احساسات دیگران بهتر عمل می‌کنند، حتی اگر احساسی که درک کرده ‌اند، خیلی واضح نباشد.

در نتیجه افراد همدل، معمولا در مدیریت روابط، گوش دادن فعال و ارتباط موثر با دیگران عالی هستند. آن ها از کلیشه ‌ها و قضاوت سریع خودداری می‌کنند و روش زندگیشان آزاد و صریح و بر مبنای صداقت است.

مهارت ‌های اجتماعی:

معمولا صحبت‌کردن از مهارت‌ های اجتماعی که یکی دیگر از نشانه ‌های هوش هیجانی محسوب می‌شود، راحت است. افرادی که مهارت اجتماعی قوی دارند، ایفاگران خوبی در کار تیمی هستند. به جای آنکه اول به موفقیت خود فکر کنند، به توسعه و موفقیت دیگران فکر می کنند. آن ها بحث ‌ها را مدیریت کرده و ارتباطات عالی می‌سازند و در ایجاد و حفظ روابط عالی عمل می‌ کنند.

.بیشتر بخوانید:

 8 راه حل ساده برای خلاص شدن از تفکرات منفی 

روش‌ های افزایش هوش هیجانی چیست؟

مهدی آنت برخی از روش‌هایی که برای افزایش هوش عاطفی به کار می‌روند را این موارد برمی‌شمارد:

نحوه واکنش خود به دیگران را زیر نظر بگیرید

اینکه آیا قبل از دانستن موضوعی، قضاوت زود انجام می‌دهید یا نه؟ آیا کلیشه در ذهن دارید؟ صادقانه در مورد رفتار خود نسبت به دیگران فکر کنید، تا بتوانید هوش هیجانی را در خود افزایش دهید.

به محیط کار خود نگاه کنید

آیا به ‌دنبال جلب توجه برای موفقیت‌ های خود هستید. تواضع یکی از شاخصه ‌های بسیار ممتاز است و به این معنی نیست که شما خجالتی هستید یا اعتماد به ‌نفس ندارید.

وقتی که تواضع را تمرین می‌کنید، شما اشاره می‌ کنید که چه کاری را انجام داده‌ اید و کاملا نسبت به آن مطمئن هستید. پس به دیگران شانس درخشش دهید و صرفا خودستایی بیش ‌از ‌حد انجام ندهید.

خود ارزیابی انجام دهید

می‌ توانید با استفاده از آزمون‌ های روانشناختی میزان هوش هیجانی خودتان را بررسی کنید و نقاط ضعف خود را پوشش دهید.

بررسی کنید که واکنش‌ تان نسبت به موقعیت های استرس ‌زا چگونه است

آیا زود عصبانی یا ناراحت می‌ شوید؟ آیا دیگران را سرزنش می‌ کنید، حتی اگر اشتباه از طرف آن ها نباشد؟ توانایی آرام‌ شدن و کنترل احساسات در محیط کار یک توانایی بسیار با‌ ارزش محسوب می‌ شود.

مسئولیت عملکردتان را به عهده بگیرید

اگر فردی را آزرده خاطر کرده‌اید، از وی عذرخواهی کنید. افراد بسیاری تمایل به بخشیده ‌شدن و بخشیدن دارند، اگر تلاش صادقانه ‌ای را انجام دهید.

بررسی قبل از اقدام شما تصمیم‌ تان چه اثری روی دیگران داشته و خودتان را جای آن ها بگذارید. اگر این کار را بکنید، چه حسی به آن ها دست می‌ دهد؟ آیا برای خودتان هم این تجربه خوشایند است؟

هوش هیجانی هدف معین در ناهموارترین جاده Mehdi Anet

بازاریابی هیجانی چیست؟

بازاریابی احساسی، هیجانی یا عاطفی به معنی کمک گرفتن از حس شادی، غم، خشم، ترس یا سایر عواطف انسانی برای ترغیب مخاطب به خرید محصول شماست. به کمک احساس، مخاطب شما را پیدا می‌ کند، به خاطر می‌ سپارد، با دیگران به اشتراک می‌ گذارد و در نهایت تبدیل به مشتری شما می‌ شود در بازاریابی احساسی وسیله شما برای ارتباط با مخاطب عواطف و احساسات است.

در واقع شما با استفاده از یک عکس، متن، صدا، ویدئو یا ترکیبی از آن ‌ها کاری می‌ کنید که یک احساس خاص در مخاطب برانگیخته شود و در پی آن احساس اقدام مد نظر شما را انجام دهد.

بهتر است ابتدا به درک درستی از احساس برسیم. به یاد داشته باشید که احساس وضعیت جسمی شما نیست بلکه بیشتر بیانگر وضعیت ذهنی شماست. در واقع اگر بعد از یک روز سخت کاری خسته هستید، خستگی احساس شما نیست بلکه وضعیت جسمی شماست. احساس شما به خاطر این خستگی کلافگی و عصبانیت است.

مطالعه بیشتر:

بی ثباتی عاطفی چیست؟ 

هوش هیجانی ذهن آرام مهدی انت

کاربردهایی از القا کردن احساسات مختلف به مخاطب:

  • در یک کمپین فروش با مشخص کردن زمان پایان تخفیف و یادآوری آن حس ترس از دست دادن محصول یا فرصت را به مخاطب القا می‌کنید.
  • در تبلیغات خود حس خاص بودن و قدرتمند بودن را به مخاطب القا کنید. چه بهتر که این حس قهرمانانه را با استفاده از محصول شما پیدا کند.
  • یک سبک زندگی خاص را القا کنید. برای مثال شرکت ردبول با اسپانسر شدن برنامه‌ های ورزشی، محصولات خود را در کنار سبک زندگی ورزشکاران می‌ آورد.
  • به محتوای خود حس راز و رمز بدهید. برای مثال طرح یک پرسش در ابتدای محتوا می‌ تواند باعث کنجکاوی مخاطب شود و او را تا پایان محتوا با شما همراه کند. همچنین می‌ توانید این لحن رمزآلود را تا پایان محتوا حفظ کنید.
  • شوخ طبع باشید. اگر بتوانید مخاطب خود را بخندانید او خیلی سریع‌ تر با شما احساس صمیمیت می‌کند.
  • مخاطب را متعجب کنید. اگر می خواهید اسم و برند شما همواره در ذهن مخاطب بماند سعی کنید او را متعجب یا شگفت زده کنید. این کار را می‌توانید با زیر سوال بردن یک باور اشتباه یا به چالش کشیدن یک ایده انجام دهید.
  • به مطالب محبوب و یا ترند در سطح جامعه اشاره کنید. اشاره به برخی سکانس فیلم‌ ها یا موضوعی رایج در جامعه که مخاطب شما متوجه آن شود اثر گذاری محتوای شما را چندین برابر کرده و محتوای شما بهتر به خاطر سپرده می‌ شود.

هوش هیجانی یکی از عناصر اصلی در موفقیت شغلی و حرفه ‌ای محسوب می‌ شود. با این توانایی می‌ توانید روابط خودتان را مدیریت کرده و شبکه‌ های عالی ایجاد کنید. هوش عاطفی یکی از توانایی‌ های رفتاری رهبران محسوب می‌شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *